
اوایل انقلاب بود، زن سیرجونی به شوهرش میگه: هوا آتِشه ، باید بری کُلِر بخری مَه سِرم نمیشه
میره تعاونی بهش میگن باید سه ماه بری جبهه؛
طرف میره جبهه اسیر میشه بهش میگن چه پیامی برای خانوادت داری؟
میگه: فقط به گل نسا بگین خُنِک شدى پدر سگ ؟؟؟
![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: باران خلیلی
برچسب:
نویسنده: باران خلیلی